چرا از دنبال کردن اهدافمان دست می‌کشیم؟

چرا به اهدافمان نمی‌رسیم؟

آخرین باری که اهدافتان را نوشتید کی بوده است؟ آیا تا به امروز آن‌ها را پیگیری کرده‌اید و نسبت به آن زمان، به مقصد نزدیک‌تر شده‌اید؟ چرا هر بار هدفگذاری می‌کنیم به اهدافمان نمی‌رسیم؟ چرا با اینکه اهدافمان را به درستی تعیین می‌کنیم، اشتیاق فراوانی داریم و از وضعیت موجود ناراضی هستیم، باز هم در پیگیری اهدافمان شکست می‌خوریم؟

در ادامه قصد داریم برخی از مهم‌ترین دلایل ناتوانی در رسیدن به هدف را بررسی نماییم.

ناگهان وارد میدان مسابقه می‌شویم

اگر بر مهارت‌های مدیریت زمان مسلط نباشید پیش از رسیدن به اهدافتان آنها را رها می‌کنید

یک ورزشکار المپیکی، از ابتدا ماهر و ورزیده نبوده است. از تمرینات ساده شروع کرده و به مرور عضلاتش قدرتمند شده و توانایی‌های فنی خود را ارتقا داده است و حالا آماده‌ی نبرد در میدان اصلی گردیده. در مدیریت زمان نیز وضعیت همین‌گونه است. باید پیش از تعیین اهداف سنگین و اصلی، اهداف کوچک و دست‌یافتنی تعیین نمایید. تلاش کنید به آن اهداف برسید و به تدریج مهارت‌ها و توانایی‌های مدیریت زمانی خود را ارتقا ببخشید. برای این کار لازم است حداقل موارد زیر را بیاموزید:

  1. بر خشنودی آنی غلبه کنید.
  2. لیست کارها تهیه کنید و به برنامه‌ی هر روزتان متعهد بمانید.
  3. باورهای لازم برای موفقیت را در خود ایجاد کنید.
  4. روش تغییر رفتار عادت‌ها و باورها را بیاموزید و تمرین نمایید.

فقط هدف تعیین می‌کنیم

گاهی ما فقط هدف تعیین می‌کنیم و آن را با شاخص هدفگذاری اسمارت (S.M.A.R.T.) می‌نویسیم اما برنامه‌ی کاملی برای رسیدن به آن تدوین نمی‌کنیم. در زمان نوشتن اهدافتان این موارد را نیز مشخص کنید:

  1. برای رسیدن به این اهداف چه مهارت‌هایی را باید بیاموزم یا تقویت کنم؟
  2. از چه کسانی می‌توانم کمک بگیرم؟
  3. چه منابعی در اختیار دارم؟
  4. چه مشکلاتی پیش خواهد آمد؟
  5. برنامه‌ی من برای حل این مشکلات چیست؟
  6. ترس‌های من کدام است؟

مشکلات را پیش‌بینی نمی‌کنیم

اگر مشکلات مسیر را پیش‌بینی نکنید و برای آن‌ها راه حلی مناسب ارائه ندهید، با رخ دادن اولین یا دومین مشکل از ادامه‌ی مسیر منحرف خواهید شد. برای هر مشکلی که حداقل ۳ درصد احتمال وقوع آن هست، راه حل ارائه دهید. همیشه نقشه‌ی دومی داشته باشید تا در صورت جواب ندادن نقشه‌ی اول، بلافاصله سراغ راه حل بعدی بروید.

مشکلی که برای رفع آن راه حلی پیش‌بینی کرده‌اید، دیگر مشکل نیست، فقط یک مسئله‌ی حل شده است.

ارتباطات‌مان را تغییر نمی‌دهیم

۹۵ درصد موفقیت ما تحت تأثیر اشخاصی است که بیشترین ارتباط با آن‌ها را داریم. به این اشخاص گروه مرجع گفته می‌شود. اگر افراد نزدیک به شما، به ویژه اعضای خانواده، انسان‌هایی منفی، اهمال‌کار و ناامید باشند، شانس کمی دارید که از آن‌ها خیلی بهتر شوید. برای بهبود گروه مرجع خود:

  1. مراوده‌ی خود را با انسان‌های مثبت بیشتر کنید.
  2. با اشخاصی که از شما موفق‌ترند بیش‌تر نشست و برخاست کنید.
  3. در سمینارهای موفقیت و انگیزشی شرکت نمایید.
  4. کتاب‌هایی از افراد موفق در زمینه‌های بهبود فردی و همچنین حیطه‌ی فعالیت خود مطالعه نمایید.
  5. از یک مربی کمک بگیرید.

دیدگاهتان را بنویسید