مشکلات را شکلات کنید

چگونه هنگام مشکل به راه حل برسیم؟

همه‌ی ما در زندگی با مشکلات متفاوت و متعددی روبرو می‌شویم. هیچ کاری بدون مشکل نیست و آنچه در حل یک مشکل تأثیرگذار است، نگرش و نحوه‌ی برخورد ما با مشکلات است. هنگام انتخاب یک راه حل، ما در حال انتخاب گروهی از مشکلات هستیم. باید تصمیم بگیریم چه موانع و مشکلاتی را انتخاب می‌کنیم. در مورد مشکلات و موانع، دانستن موارد زیر سودمند است:

۱. خط‌کش موفقیت شما، بزرگی مشکلات شماست.

۲. مشکل یک مانع بر سر راه است که باید از آن عبور کنید. مسائلی مانند درگذشت یکی از عزیزان، خورد شدن اعصاب از رفتار همکارتان و در رفتن مچ پا در ورزش فقط رخداد هستند و نباید با مشکلات اشتباه گرفته شوند.

۳. مشکلات هر کس اندازه‌ی توانایی‌های اوست. هرچه از نردبان موفقیت بالاتر می‌روید، تواناهایی شما و متناسب با آن، مشکلاتتان بزرگ‌تر (ولی نه الزاماً بحرانی‌تر) می‌شوند. شکی نیست که مشکلات یک فرد معمولی با مشکلات اشخاص موفقی مانند جف بیزوس (مالک آمازون)، بیل گیتس و… در یک سطح نیست (البته در یک سطح نبودن به معنای کم‌اهمیت‌تر بودن نیست). اگر چند سال است تلاش می‌کنید اما هنوز درگیر حل مسائل قدیمی مثل خوب نبودن معلم مدرسه فرندتان، ماندن در ترافیک و دیر رسیدن به محل کار، یا دعوا با همسرتان بر سر دخالت‌های والدینش هستید، بدانید که پیشرفت چندانی نکرده‌اید. پیشرفت به معنای افزایش کیفیت مسائل و مشکلات زندگی‌تان است.

۴. تنها راه ماهرتر شدن در حل مسئله، حل مسئله است؛ پس هر زمان به مشکلی برخوردید به خودتان بگویید: «آخ جون، یک فرصت دیگه واسه ماهرتر شدن در حل مسئله».

چگونه مشکلات را حل کنیم؟

۱. آرام باشید. ننه من غریبم بازی درنیارید و زاری و شیون راه نیاندازید. از همین لحظه به خودتان قول بدهید هر وقت مشکلی ایجاد شد آرامش خود را حفظ کنید.

۲. به خودتان یادآوری کنید مشکل شما در حد توانایی‌های شماست. شما اولین کسی نیستید که به چنین مشکلی بر می‌خورید. پیش از شما هزاران نفر از پس چنین مشکلی برآمده‌اند، پس شما هم می‌توانید. مسئولیت حل مشکل را بپذیرید.

۳. از مشکل فاصله بگیرید و از بیرون، از دید یک ناظر بیرونی، به مسئله و شرایط نگاه کنید.

۴. تا می‌توانید در مورد مشکلتان اطلاعات و حقایق جمع‌آوری کنید. این داده‌ها را بنویسید. عادت کنید روی کاغذ فکر کنید.

۵. از خودتان بپرسید: «آیا باید این مشکل را حل کنم؟» گاهی مشکل رخ داده مشکل شما نیست.

۶. همچنین از خود بپرسید: «این مشکلی است که باید حل کنم؟» فرض کنید از دخالت‌های والدین همسرتان به ستوه آمده‌اید ولی مشکل واقعی، نه والدین همسرتان، بلکه خود همسرتان است که هنوز بالغ و مستقل نشده است. مسئله‌ای که باید حل شود مشکل شخصیتی همسرتان است.

۷. بنویسید چه اقداماتی می‌توانید برای حل این مسئله انجام دهید. به بخش‌های قابل تغییر فکر کنید. شرایط غیرقابل تغییر با حرص خوردن و نگرانی قابل تغییر نمی‌شوند. شرایط را بپذیرید و بر گام‌های عملی متمرکز شوید.

۸. یکی از راه حل‌هایی که نوشته‌اید را انتخاب نمایید و به سرعت دست به کار شوید.

۹. در مسیر حل مشکل، بررسی کنید راه حل شما به درستی کار می‌کند یا خیر. اگر خیر، راه حل دیگری پیدا کنید و مجدداً اقدام نمایید.

۱۰. پس از حل هر مشکل، در دفتر یادداشت یا خاطراتتان بنویسد چرا چنین مشکلی ایجاد شد، چه درسی از این مشکل گرفتید (در هر مشکلی چیزی برای آموختن وجود دارد)، و برای اینکه این مشکل دوباره رخ ندهد چه باید کرد.

۱۱. پس از فارغ شدن از هر چالشی، آماده حل مشکل بعدی باشید، چون همه‌ی آدم‌های زنده‌ی کره‌ی زمین یا در حال حل کردن مشکلی هستند، یا راه حل مشکل را یافته و در حال خروج از بحران می‌باشند و یا در حال ورود به بحرانی تازه هستند. انسان بدون مشکل یک انسان مرده یا دیوانه است. این مسئله را بپذیرید که کار اصلی ما در زندگی حل کردن مشکلات است.

دیدگاهتان را بنویسید